يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

106

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

روز است به شدت مىبارد كه تمام شهر و صحرا در زير آب و گل مانده . خلاصه با سه چهار نفر پيشخدمت و آبدار رو به مقصد روانه شديم . در بين راه چيزى كه قابل ذكر باشد ديده نشد ، مگر اينكه زوار بجنورد و دهات از عتبات عاليات مراجعت كرده بودند ديده شد . بعضى پياده مالهاى خود را جلو انداخته و بعضى ناخوش در كمال فلاكت مىآمدند . امروز از بجنورد الى چهار بيد كه شش فرسخ است گاهى باران و گاه برف مىباريد و سرماى شديدى بود . چهار ساعت به غروب مانده وارد منزل چهار بيد شده در خانهء رعيت بسيار محقرى منزل كرديم . روز پنجشنبه نهم امروز بايد برويم جاجرم . صبح قبل از اذان از خواب برخاستم « 1 » نماز خوانده سوار شدم . جزئى بارانى باريد و ايستاد . هوا كم كم رو به خوبى گذاشت . آفتاب گاه ديده مىشد . باز در بين [ راه ] زوارهاى بجنوردى و دهاتى ديده شد . پنج نفر پياده به سر چوبى دستمال قرمزى بسته چاوشى مىكردند . از يكى پرسيدم گفت سى و پنج روز است از كربلاى معلى بيرون شده‌ايم . شب و روز بلا توقف مىآئيم . خيلى كار كرده‌اند در واقع زيارت اينها مقبول است . نزديك خراشا سوارهء جعفرآباد آمدند . اسبهاى فربه خوب داشتند . از آنجا رانده آمديم جعفرآباد . در خانهء شيرخان بيك پائين شده ناهار خورديم . يك ساعت استراحت كرده سوار شدم . در بين راه شتر زياد از شاهرود مال التجاره بار داشتند كه به بجنورد مىبردند . در اين بين گرگى در صحرا ديده شد . از كالسكه پياده شده با تفنگ ورندل بلند تير اول را انداختم نخورد . تير دويم را كه خيلى دور رفته بود انداختم جابجا خوابيد . آوردند تماشا كرديم . سوار كالسكه شده رانديم . غروب آفتاب به جاجرم رسيديم . درب دروازه سادات و اعيان جاجرم حاضر بودند . از همه احوال‌پرسى كرده وارد منزل شديم . از چهار بيد الى جاجرم دوازده فرسخ است .

--> ( 1 ) اصل : برخواستم ، همه جا